غمو تو چشمام دید 

به حال دلم خندید

گفت داره میره 

واسه موندن دیگه دیره

از عاشقی ترسید

منمو بغض و یه اه

هوا ابریو سرد و سیاه

دونه دونه اشکام روی عکساش

گرمیه دستاش

اون کیه باهاش ؟

به هر خواشی بود نموند کنارم

یه عمره دیگه دلخوشی ندارم

مثل ستاره بود تو اسمونم

تا اخرین نفس تنها میمونم

یادش نموند میگفت شونه به شونه زندگیمونو میسازیم

میگفت تا اخرین نفس  نفس هامونو پای هم میبازیم

من و حال و هواش

دور شدمم از دستاش

دیگه میسوزه دله دیوونم

حالا موندم و حسرت خاطره هاش