امشب میخوام یه چیزی بگم شاید اعتقادی بهش نداشته باشن خیلیا 
ولی من واقعا از ته قلبم اعتقاد دارم.... باور دارم...
خدا رحمت کنه حضرت ایت الله میلانی !‌  تو کوچه های آلمان میگشت !
گفتند :‌اقا این طرفا کسی هست بره خونه مردم کارگری‌؟  کفتند سر خیابون یه خانواده ایرانی هستند !‌
اینا سیده هستن سید ! ظاهرا سید هستند از ایران اومدن !‌شغلم ندارن ظاهرا کارگرن !!!!
خانومش خیلی خانم مومنه ای است !‌این خونه های مردم میره کارگری میکنه !
رفتم در خونشون !‌‌ اقا میشه خانومتون صبح بیاد تا غروب مراقب دختر بچه من باشه ! خانومم هست دختر بچمم پرستاری کنه کارای خونه هم برسه ؟‌ گفت  : دختر خانومن مگه چیه ؟
گفتت دختر خانم من از پاگرد پله افتاده پهلوش شکسته !  دکترا گفتن ۶ماه طول میکشه تا خوب بشه
این ۶ماه میخوایم یکی بچرخه دور بچه و کارای خونه رو انجام بده !‌ به زبون خودشون گفت اینارو !‌
مثل اینکه قبول کرد ! و رفت خونشون یه مدت کار کردم !‌میگفت یک ماه هرروز دم دم ظهر صدای ناله بچه میومد میگفت خدایا درد پهلو منو میسوزنه !‌مرد میگه من تو اتاق مطالعه بودمدیدم این سیده ما بهش میگفتیم بی بی !‌   
گفت دیدیم بی بی اومد تو اتاق کنار دخترم  نشست گفت دخترم چرا دکتر نمیری‌؟ 
گفت خانم بی بی خیلی دکتر رفتم !‌دکترا گفتن ۶ماه میکشه !  گفت کجاات درد میکنه ؟  گفت پهلوم !
دیدم بی بی شروع کرد گریه کردن .... دختر گفت برا من گریه میکنی ؟
گفت برا توام گریه میکنم !!!‌ولی ما وقتی میگن پهلو  دلمون میره پیش پهلو شکسته ی که نمیتونست ۷۵ روز راحت بخوابه !!! نپرسید کیه میگفت منم نمیدونستم ! گفت یهو بی بی رگشت گفت دختر اگه یه ادرس بدم انجام میدی ؟‌ اگه پیش یه دکتر بگم میری‌؟ 
کدوم دکتر ؟‌ بی بی هرچی پولم بخواد میدما !  گفت پول نمیخواد !‌
بی بی کجاست ادرسش‌؟‌  گفت ادرس نمیخواد نمیخواد تو جایی بری ! اون میاد ....

بی بی چیکار کنم ؟‌  گفت دستت حرکت میکنه ‌؟  گفت اره بی بی جان !!‌ گفت دستتو بذار رو گهلوت  !! مرد میگه دیدم دخترم دستشو گذاشت رو پهلوش !!!  گفت چیکار کنم ؟‌ گفت سه مرتبه بلند بگو یا فاطمه پهلو شکسته !! این مرد میگه دخترم تکه تکه فارسی بلد بود !‌ شروع کرد میگفت یا فاطمه پهلو شکسته !
میگفت منم گریم گرفت یدفعه دیدم این بی بی رفت تو حیاط وضو گرفت دستاشو برد بالا گفت مادر به حق علی شرمندم نکن من قول دادم به این دختر !! گفت یه لحظه دیدم دخترم داد زد بابا ؟  دوویدم رفتم گفتم جانم ؟‌ گفت بابا بی بی کجا رفت این خانوم کجا رفت ؟ گفتم بی بی تو حیاطه خانوم کیه ؟‌ نشون دادم از پنجره گفتم این بی بیه ! گفت نه این خانومی که دست به پهلوش گرفته بود مثل من !‌‌ اومد تو دست منو گرفت !!
گفت به بابات بگو ریزه خور فاطمه تمام درد درمان میشه !!!
گفتم دخترم پهلو درد نداری‌؟‌   گفت نه بابا  پهلوی منو خوب کرد نمیدونم چرا خودش دست به پهلو گرفته بود ...